چکیده

    آنچه ادامه ی حیات را ممکن می سازد مصرف است . الگوی مصرف بستگی به عواملی از قبیل شرایط طبیعی ، جغرافیایی ، مذهبی ، تاریخی و اقتصادی جوامع دارد . امروزه یکی از عظیم ترین اشکال سرما یه گذاری برای تبلیغ مصرف است . اتکا به فروش نفت ساختی شکننده و آسیب پذیر را بر اقتصاد ایران تحمیل کرده است . الگوی مصرف یکی از عوامل پیشرفت یا وابستگی کشور است . صرفه جویی به معنای اندازه نگه داشتن و پرهیز از ولخرجی است و همینطور به معنای مصرف درست یک چیز است .انواع مصرف عبارتند از : 1. قناعت : یعنی به شکل داوطلبانه بخشی از از نیازهای خود را نادیده گرفتن و کمتر مصرف کردن .2.تعادل : یعنی هر کس مطابق شرایط متعادل جامعه مصرف کند .3. اسراف : اسراف بیش از اندازه ی نیاز مصرف کردن است . مصادیقی از اسراف وتبذیر عبارتند از : دور ریختن مواد غذایی و مایحتاج مردم ،

پخت بی کیفیت نان و دور ریزی زیاد آن ، مصرف بی رویه ی آب ، برق و گاز و ... ، استفاده از خودروهای شخصی  به جای وسایل نقلیه ی عمومی و... . دو نمونه از صرفه جویی ها عبارتند از : مدرنیزه کردن نان وبهبود حمل ونقل . تورم یعنی افزایش ممتد وصعودی قیمتها .در ادامه به دلایل اقتصادی تورم اشاره شد و سپس اثرات اقتصادی تورم ، بعد هزینه های تورم که 4 مورد بودند . راههای مقابله با رکود تورمی ایران ، برقراری انضباط مالی بیان شد و به رشد مداوم اقتصادی جهت رفاه مردم تاکید شد . صرفه جویی از نظر اسلام حد وسط بین امساک و اسراف بیان شد ه است . آثار صرفه جویی عبارت بودند از : خودکفایی ، ریشه کن شدن فقر ، افزایش روزی ،عزت و افتخار و زنندگی نمونه . چند مثال از اسوه های صرفه جویی بیان شد ه است و در پایان نقش آموزش وپرورش در مقابله با فرهنگ مصرف گرایی و تجمل پرستی ذکر گردیده است.

 

 

 

 

 

پیش گفتار

    بر هیچ کس پوشیده نیست که بسیج در زمان جنگ تحمیلی با از خود گذشتگیها و جان فشانی ها ی عزیزان بسیجی باعث پیروزی وسربلندی درخت نونهال انقلاب شدند و اینک نیز درخت تنومند انقلاب نیاز به بسیجیانی در زمینه ی علم وقلم دارد تا به آبیاری این درخت بالنده بپردازد .بی شک فرهنگیان بسیجی می توانند با تولید علم و پرورش بهترین سرمایه ی هر جامعه یعنی نیروی انسانی و تبدیل آنان به نیروی انسانی ماهر و متخصص موجب بالندگی وپیشرفت کشور عزیزمان ایران شوند .

    در اینجا اجازه می خواهم از کلیه کسانی که در این امر تلاش کرده اند و همینطور از کسانی که مرا در تهیه ی این مقاله یاری نمودند ، تقدیر وتشکر نمایم.

 

مقدمه                                                                                                                                                                                                          

       بحث مصرف و صرفه جویی از مباحثی است که امروزه نیاز بیشتری دیده می شود تا مورد نقد قرار گیرد   . با توجه به رشد روز افزون و غیر قابل مهار تورم از یکطرف و فشارهای ناجوانمردانه ی سازمان ملل متحد در تحریمهای پی در پی مردم ایران که بیشترین اثر را نیز روی اقشار کم درآمد وآسیب پذیر می گذارد و از طرف دیگر خشکسالی بی سابقه ، همه و همه ، دست به دست هم داده اند تا امروزه نیاز به صرفه جویی و قناعت و رعایت الگوی صحیح مصرف بیش از پیش مشاهده گردد .امید است ملت عزیز ایران به این نکته خوب واقف باشند و با اتخاذ رویه های صحیح و اصولی از بروز مشکل برای خود وهموطنان خود پیشگیری کنند . در این بین نقش دولتمردان و مسوولین صد چندان گشته ، زیرا آنها هستند که با اتخاذ روشهای علمی ومنطقی در برخورد با این بحران باید پیروز و سربلند بیرون بیایند تا مردم و کشور عزیزمان ایران به رشد وبالندگی متناسب با شان خود برسد .

                                                          ان شاء الله  

 

 

 

 

         متن:مصرف گرایی و صرفه جویی در جامعه ی اسلامی

مصرف:آنچه ادامه ی حیات را ممکن می سازد مصرف است . تغذیه ، مسکن ، لباس ، مبارزه با سرماو گرما و به طور کلی ناسازگاریهای طبیعی و نیاز به وسایل نقلیه و همه و همه نیازمندی به مصرف را نشان می دهند . استفاده از امکانات موجود اعم از ذخایر طبیعی ، فرآورده های طبیعت و مصنوعات تولیدی ، تابع نیاز و میل به مصرف است . این مصرف تا حدی که برای رفع نیازهای اولیه باشد ، امری طبیعی است و اگر پای تجمل و تفنن و تنوع طلبی به میان آید ، آن وقت توقعات انسان بالا می رود . الگوی مصرف بستگی به عواملی از قبیل :شرایط طبیعی ، جغرافیایی ، مذهبی ، تاریخی و اقتصادی جوامع دارد . کشورهای توسعه یافته با ایجاد فرهنگ های مصرف مطابق میل خودشان در کشورهای دیگر به خصوص کشورهای توسعه یافته ، الگوهای مصرفی را برای آنها بوجود آورد ه اند که باعث شده اند این کشورها به شدت به کالاهای تولیدی آنها وابسته باشند.به عنوان مثال کوکا کولا به شکلی است که  یک بچه ، شاید شیر را در نزدیکیش نبیند ولی برای کوکا کولا در محلی دورتر فریاد شوق سربدهد . این یک مثال خوب در خصوص ایجاد زیربنای فرهنگی مصرف و نتیجه ی  سیاسی آن بود ، که آمریکا در کشور چین ایجادکرد . امروزه یکی از عظیم ترین اشکال سرمایه گذاری جهان ، سرمایه گذاری برای تبلیغ مصرف است ،آنهم سرمایه گذاری در مورد کالاهای نهایی . کالاهای نهایی ، کالاهایی هستند که با اولین مصرف از بین می روند .

     اتکا به فروش نفت در گذشته و تاکید بر واردات ، ساختی شکننده و آسیب پذیر را بر اقتصاد ایرا ن تحمیل کرد .اگر هم اکنون یک حرکت حساب شده ، منطقی ، واقع بینانه و جدی در مقابله با این وضع به عمل نیاید ، هیچ دلیل مطمئنی وجود ندارد که در آینده توانایی جبران و عادی سازی وضعیت را داشته باشیم . پس با کاهش درآمدهای نفتی و تکیه بر سایر درآمدها که تولیدی نیز هستند می توانیم وابستگی خود را کم کنیم ، در بسیاری موارد خودکفایی و توسعه ی اقتصادی کشور قبل از آنکه مربوط به دولت ومجلس باشد ، مربوط رشد و تعالی فرهنگ و ارتقای بینش افرادجامعه است.

      بنابراین برخی تصمیمات دولت که در جهت رسیدن به خودکفایی است هر چند ممکن است در کوتاه مدت دچار کمبودها یا مشکلاتی شویم ولی با تحمل و صرفه جویی کردن می توان مشکلات را تحمل کرد .

با الهام گرفتن از اسلام و  تعالیم آسمانی آن می توان در این زمینه به نتایج مطلوبی دست یابیم .برخی الگوهای غلط که از کشورهای غربی وارد کشورمان شده اند باعث به هدر رفتن منابع و امکانات می شود مثلا تمدن انسان به میزان مصرف اوست  وآدم متمدن بیشتر مصرف می کند( اسراف می کند ) ، متاسفانه در کشور ما با آنکه یک کشور اسلامی بزرگ است ، فرهنگ تجمل گرایی و تنوع طلبی در میان برخی اقشار وجود دارد و این در حالی است که برخی اقشار جامعه به نان شب محتاجند . به طور خلاصه می توان گفت الگوی مصرف است که در درازمدت یکی از عوامل موثر در پیشرفت یا وابستگی کشورهاست .

صرفه جویی

    صرفه جویی به معنای اندازه نگه داشتن و پرهیز از ولخرجی است . صرفه جویی به مفهوم مصرف چیزی به شکل درست و مناسب آن است . و این مساله برای ایجاد تعادل میان درآمد و هزینه مهم و اساسی است و در حوزه ی اقتصاد عمومی نیز می تواند تاثیر گذار و سرنوشت ساز باشد .

    صرفه جویی از نظر اقتصاددانان به معنای استفاده ی درست و مناسب از کالای اقتصادی و بهره وری ،آگاهی نسبت به نیاز های واقعی است .در این جاست که مساله ی آگاهی و شناخت ، خود را برا قتصاد مصرف تحمیل می کند . در اقتصاد مصرف باید شخص به این نکته توجه کند که چه چیزی نیاز واقعی است ؟ تا چه مقدار می تواند نیاز واقعی او را برآورده کند و افزون بر آن ، بیرون از نیاز واقعی او می باشد ؟

    بنا به گفته ی مقام معظم رهبری : صرفه جویی صحیح به معنای نخوردن نیست ، به معنای زیاده روی نکردن، مال خدا را حرام نکردن ،نعمت الهی را ضایع نکردن است . صرفه جویی یعنی آن چیزی را که قابل استفاده است و می توانیم از آن استفاده کنیم ، استفاده کنیم . نسبت به امکانات با هوس رفتار نکنیم ، دائما چیزهای ماندگار را نو کردن ، چیزهای ضایع شدنی را دور ریختن ، روش درستی نیست ، به نظر من مسئو لان کشور باید راه صرفه جویی و مقابله با اسراف را به مردم یاد بدهند !

   انواع مصرف

  برای هر یک از گروههای اجتماعی سه نوع مصرف می توان تصور کرد :

 1- قناعت : چنانچه افرادی داوطلبانه و با اراده ی خود بخشی از نیازها و لوازمات خود را نادیده گرفته و کمتر از آنچه می تواند ، مصرف کند ، این عمل آنان را زهد و به تعبیری قناعت می گویند. تاکید اسلام بر زندگی زهد گرایانه ، در واقع برای جلوگیری ازآثار سوء افراط در مادیات و همچنین توجه ورسیدگی به    

      به این ترتیب زهد از یکسو نشانه ی رشد آگاهی و توجه به مردم وضعفا از طریق انفاق و از طرف دیگر

نشانه ی درک ارزشهای متعالی انسانی و تلاش در جهت ارتقاء آنها می باشد .هر چند این گونه دیدگاهها برای افراد سطحی ومادی قابل قبول نمی باشد ولی قطعا برای مقابله با عقب ماندگیهای مادی وتسریع در پیشرفت و تبیین و ترویج زهد وقناعت بسیار مثبت و سازنده است . همچنانکه می گویند : قناعت توانگر کند مرد را .

 2- تعادل:مناسبترین میزان مصرف آنست که هر کس مطابق موقعیت و شرایط متوسط مردم از امکانات موجود و متناسب با نیازهای مادی و به شکل متوازن و متعادل استفاده نماید . شاید تشخیص دقیق حد متوسط تا حدودی مشکل باشد ، ولی هر کس می تواند تا حدودی متوجه شود . بنابراین اعتدال و میانه روی ایجاب می کند .تا به سمت مصرف کمتر و انفاق بیشتر گرایش پیدا کند .

          اندازه نگه که اندازه نکوست                                                     هم لایق دشمن است و هم دوست

3- اسراف:در این زمینه خداونددر قرآن  می فرماید : " کلوا واشربوا و لا تسرفوا " ، " ولا تسرفوا انه لا یحب المسرفین " ، " ولا تطبعوا امرا لمسرفین " ( هرگز از دستورات اسراف کاران اطاعت نکنید ) ، " ان الله لا یهدی من هو مسرف کذاب " ( خداوند اسراف کاران و دروغگویان را هدایت نمی کند) ، و ان فرعون لعال فی الارض  وانه لمن المسرفین " 0 فرعون از گردنکشان روی زمین و از اسراف کاران است .)

      یکی از مشکلات و آثار سوء اجرا ی سیاستهای توسعه طبق الگوی کاملا غربی تراکم ثروت در دست عده ای محدود و اقلیت ثروتمنداست. مهمترین مساله ی اجتماعی ، فرهنگی و حتی سیاسی در اجرای سیاستهای نامناسب و غیر واقع بینانه شکاف طبقاتی و ایجاد روحیه ی افراط در مصرف و اتلاف منابع و اسراف می باشد.هر چند اجرای اجرای این برنامه های توسعه ظاهرا چهره ی فقر را در جامعه کاهش داده و یا می پوشاند ولی شکاف اقتصادی ، یعنی فاصله ی درآمدهای گروههای مختلف جامعه به شدت افزایش  می یابد . این شکاف به تدریج آثار سوء اجتماعی خود را ظاهر کرده وممکن است بعد سیاسی گرفته و امنیت و ثبات داخلی را تهدید می نماید. البته فی نفسه ثروتمند بودن و متمکن بودن افراد ، بد نیست و حتی در برخی موارد بسیار به داد جامعه رسیده و در مواقع بحرانی باعث رونق اقتصادی جامعه یا حل مشکلات مردم محروم شده است ولی سخن اینست که در چهارچوب قوانین اسلام و انسان دوستی باشد و در موارد لزوم به یاری مظلومان و محرومان ونیازمندان شتافته شود . تاکنون راه حل موثری در سیاستهای رایج کلاسیک پیدا نشده و حتی شرکتهای تعاونی نتوانسته اند نقش موثری برای ایجاد عدالت اجتماعی – اقتصادی ایفا نمایند .

     در فرهنگ اسلامی به زهد و قناعت و تعادل تاکید و اسراف مذمت شده است  . نقطه ی مقابل اسراف ریا، صرفه جویی است ، یعنی درست مصرف کردن و آن اینست که به اندازه ی لازم مصرف کنیم و این به معنای آن نیست که کم مصرف کنیم بلکه یعنی اینکه بیش از حد لزوم مصرف نکنیم .اتفاقا مصرف به اندازه باید با شد چون اگر کم مصرف کنیم هم خودمان ضرر می کنیم وهم اینکه باعث کم شدن درآمد دیگران شده ئ در نتیجه موجب کم شدن در آمد سرانه ی کشور می شویم . مصرف به اندازه ی لزوم نه تنها مذموم نیست بلکه بسیار تاکید شده ؛ تغذیه ی مناسب ، پوشاک مناسب ، گردش وتفریح به اندازه ی لازم که پیامبر گرامی اسلام در این باره فرموده اند :" به گردش وتفریح بروید چون دوست ندارم در میان امتم افراد بداخلاق وجود داشته باشد."

مصادیقی از اسراف وتبذیر در جامعه

-       همه روزه میلیونها تن مواد غذایی و مایحتاج ضروری مردم از هتل ها ، رستورانها ، بیمارستانها ، پادگانها ی نظامی ، دانشگاهها ، مراکز آموزشی وخانواده ها به صندوق های زباله ریخته می شود که جلوگیری از اتلاف آن و ساماندهی آن می تواند روزانه زندگی میلیونها نفر را تامین کند.

-       روزانه هزاران تن نان به دلیل پخت بی کیفیت و خرید مازاد برنیاز ، توسط مردم و نهادهای دولتی دور ریخته می شود .

-       مصرف بیهوده و بی رویه ی آب ، برق ، گاز و سایر حامل های انرژی توسط مردم و موسسات دولتی همه روزه میلیونها دلار بر دولت تحمیل می کند که در صورت صرفه جویی می توان آن را صرف مایحتاج ضروری مردم و سرما یه گذاری در مسایل زیربنایی کرد .

-       خرید کالاهای لوکس وتغییر دکوراسیون و ... توسط مردم ونهدهای دولتی که ضرورتی ندارند.

-       برگزاری همایش ها و سمینارها و تجمع های پر خرج بعضی نهادها و ارگانهای وابسته به آنها که هیچ ضرورتی ندارند . البته این به معنای آن نیست که همه ی همایش ها وسمینارها غیرضروری هستند ، اتفاقا برخی بسیار ضروری هستند مثلا همایش های آموزشی در آموزش وپرورش بسیار لازم و حتی کم نیز برگزار می شوند ،بلکه منظور برگزاری همایش هایی هستند که ربطی به آموزش و تعلیم و تربیت ندارند.

-    استفاده از خودروهای شخصی در رفت وآمدهای غیرضروری که باعث به هدر رفتن منابع انرژی مثل بنزین و از همه مهمتر باعث به هدر رفتن وقت می شود .

-     احساس عدم امنیت اقتصادی که باعث شده بیشتر نقدینگیها به سمت بازار مسکن برود که در مقایسه با سایر بازارها مثل بورس وسهام هم درآمد کمتری دارد و مستلزم هزینه ی بیشتر می باشد .

-     بی انضبا طی های مالی در نهادهای دولتی و... و وجود اختلاسها وسوء استفاده های گوناگون که امکان بحث آن در این مقاله نمی گنجد.

به راستی برای رهایی از این همه اسراف و ریخت وپاش چه باید کرد .چه کسی می تواند تحمل کند صرف میلیاردها دلار هزینه ی غیرضروری باشد واز طرف دیگر شاهد میلیونها انسان محروم ، مستمند و فقیری باشد که به نان شب خود محتاج باشند .

در اینجا چند نمونه از صرفه جویی هایی که باعث ایجاد الگوی صحیح مصرف می شود آورده می شود :

   حمل ونقل :منظور اینست که با ایجاد وگسترش وسایط نقلیه عمومی مثل قطارهای درون شهری و برون شهری ، متروها،مینی بوسها و اتوبوسها و ... به اندازه ی لازم از استفاده از وسایل شخصی به اندازه ی لزوم

جلو گیری شود در نتیجه در مصرف انرژی سوخت صرفه جویی کنیم . این کار علاوه بر صرفه جویی در مصرف سوخت ، موجب کاهش تصادفات ، کاهش آلودگی هوا ، استهلاک کمتر خودروها ، کاهش هزینه ی خانوارها ، ایجاد امنیت اجتماعی و در کل توسعه  ی اقتصادی کشور می شویم . البته سال گذشته دولت محترم با اجرای طرح سهمیه بندی بنزین گام موثری در این زمینه برداشت که الآن در مورد خودروهای گازوئیل سوز نیز می خواهد این طرح اجرا شود ولی متاسفانه بدون رعایت زیرساختها و عدم تجهیز سامانه ی حمل ونقل کشور به اندازه ای که نیاز مردم برطرف شود ، منجر به بروز مشکلاتی برای مردم عزیزمان شد که انشاء الله دولت محترم با تدابیری که اندیشیده ، حمل ونقل عمومی به اندازه ی نیاز مردم گسترش خواهد یافت .

    - مدرنیزه کردن نان :هم اکنون صحبت از طرح جایگزینی نانهای جدید به جای نان سنتی وجود دارد

  که دولت محترم می خواهد اجرا کند . با اجرای این طرح به میزان قابل توجهی از دور ریزیها واسراف در این زمینه جلوگیری به عمل می آید که هم منجر به صرفه جویی و پیشرفت اقتصادی می شود و هم امر خدا پسندانه ای انجام گرفته است .

        دین مبین اسلام به موازات اسراف ، هر گونه تقلب ، ربا ، احتکار ، گرانفروشی و کم فروشی را نیژ نهی فرموده است.

* تورم

            یکی از مسایلی که باعث ایجاد شکاف وفقر وهم چنین برهم زدن انضباط مالی خانوارهاست تورم است .   افزایش بی رویه ی و صعودی قیمتها را تورم می گویند . منظور از تورم افزایش ممتد قیمتها ست . دلایل اقتصادی تورم :

 الف – تورم ناشی از فشار تقاضا :وقتی تقاضا بیشتر از عرضه ی کالا باشد ، این نوع تورم به وجود می آید .

 ب- تورم ناشی از هزینه :این نوع تورم زمانی به وجود می آید که هزینه های تولیدی شامل مزد ومواد اولیه ( اعم از داخلی و خارجی ) به سرعت افزایش می یابد ، که متاسفانه با تحریمهایی که علیه ایران صورت گرفته و مواد اولیه ی برخی کالاها به کشور وارد نمی شود ، موجب افزایش هزینه و در نتیجه افزایَ تورم شده که حتی به بالای 20% نیز رسیده است که در چندین سال اخیر بی سابقه بوده است .

      در اینجا به علل و عوامل تورم از منظری دیگر می پردازیم :

 1- تورم و نابسامانی های اقتصاد جهانی که در چند ماه اخیر گریبانگیر کلیه یکشورها به خصوص کشورهای جهان سوم آثار بسیار سوئی داشته که کشور مان نیز از آن بی بهره نبوده است .

2-  عوارض طبیعی و اجتناب ناپذیر سیاستها و طرحهای اقتصادی دولت از جمله طرح بزرگ سهمیه بندی سوخت ، حرکت شتاب زا برای عملیاتی نمودن اصل 44 قانون اساسی ، اصرار دولت بر اصلاح نظام بانکی در حل حاضر وشدت بیشتر تورم در آینده به دلیل مطرح شدن طرح بزرگ تحول اقتصادی . البته این طرح برای

اصلاح ساختار اقتصادی کشور طرح خوبی لست به شرط آنکه منطقی و واقع بینانه و متناسب با اصول و قوانین اجرا شود .

3-چالش وبحران هسته ای ایران و فشارهای بی حد دولت های قدرتمند عالم و تصویب قطعنامه ها توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد  وایجاد محدودیت برای کشورمان .

4- خشکسالی جهانی به خصوص خشکسالی بی حد سال گذشته ی کشورمان که باعث کاهش شدید زمین های زیر کشت ، از بین رفتن بخش قابل توجهی از دام پروری و ...شده، ضربات سنگینی بر اقتصاد کشور و افزایش تورم داشته است .

5- تاثیر  سرمایه داران فاسد و سوداگران اقتصادی بر بازار و کنترل و هدایت آن به سوی اهداف و منافع شخصی سیری ناپذیر خود و کوتاهی مسئولین در برخورد با آنان .

6- عدم نظارت و کنترل دقیق و حساب شده دولت ونهادهای دولتی بر بازار .

7- "تورم انتظاری " یعنی اینکه زیاده خواهان و تکاثر طلبان برای پر کردن هر چه بیشتر جیب خود با ایجاد جو روانی و طرح شایعاتی از جمله کمبود مواد غذایی و ... واحتمال گرانی آن در آینده ، التهاب موجود در جامعه را دامن زده و متاسفانه ناشی گری و یا حرص وطمع بعضی از مردم برای ذخیره وانبار نمودن بیش از حد نیاز خود عملا و ضعیت را به سمت اهداف سوداگران و زیاده خواهان سوق داده اند .

8- عدم الگوی صحیح مصرف ، مصرف بی اندازه و بی رویه ی مردم در تمامی زمینه ها و بی توجهی مردم به فرهنگ " صرفه جویی" 

   مقام معظم رهبری نیز فرمودند : "راه مقابله با مشکلات اقتصادی موجود ، انضباط مالی ، صرفه جویی و پرهیز از اسراف است . "

*اثرات اقتصادی تورم: 1   -کاهش قدرت خرید مردم  2- ایجاد عدم اطمینان و عدم احساس امنیت: که متاسفانه با سیاستهایی که امروزه دولتهای غربی در باره ی انرژی هسته ای  و احتمال حمله ی نظامی به ایران  ، ایجاد کرد ه اند  وهم چنین مسایلی که در کشور ما به وجود آمده ، از جمله عز ل و نصب مدیران ، این احساس عدم امنیت یا اطمینان ایجاد شده و باعث شده که بیشتر سرمایه گذار ها به جای سرمایه گذاری در بخش های تولیدی و صنعتی به سراغ سرمایه گذاری جاهایی که امنیت بیشتری دارند بروند ، مثل مسکن و ملک که ضرر های زیادی بر درآمد  دولت و هم چنین اقتصاد کشور وارد می کند .3- از بین رفتن محرک پس انداز و سرمایه گذاری باعث ایجاد اثر منفی برتراز پرداختهای خارجی می شود.

هزینه های تورم :1- هزینه ی تورم در سیستم اقتصادی که خودرا با تورم تطبیق داده باشد .مثل هزینه های ساییده شدن کفش و هزینه ی صورت کالا ها . تورم ، قدرت خرید واقعی کسانی که پول نقد نگهداری می کنند را کاهش می دهد. وجود تورم مشابه یک مالیات محسوب می شود :

                                                                                                                                    B=C+R

 

  2- هزینه ی تورم به علت عدم مشاهده ی آن در بعضی موارد . بخش قابل توجهی از هزینه ی تورم در نتیجه ی تطبیق نرخ بهره و تورم می باشد . منظور کردن نرخ تورم در نرخ بهره باعث می شود که نرخ بهره ی اسمی به نرخ بهره ی حقیقی تبدیل شود . اگر نرخ بهره ی اسمی ثابت باشد باعث کاهش انگیزه ی پس انداز و سرما یه گذاری می شود . اگر نرخ بهره ی اسمی به گونه ای تغییر یابد که تورم را منظور نماید ، اثر هزینه بر پس انداز خنثی می شود . اما اگر مالیات بر نرخ بهره برقرار شود ، نرخ بهره ی حقیقی برای پس انداز کنندگان باز هم کاهش خواهد یافت .

3- هزینه تورم پیش گویی نشده :تورم پیش گویی نشده به نفع بدهکاران  وبه ضرر طلبکاران است ، چون پس از تورم ارزش حقیقی بدهی کاهش می یابد . خرید ملک از طریق وام بانکی یک نمونه از این هزینه است که اگر بعد از خرید ملک قیمت مسکن افزایش یابد ، ارزش ملک به طور اسمی افزایش خواهد یافت در حالی که مقدار بدهی اسمی ثابت خواهد ماند .

4- هزینه ی عدم اطمینان از تورم : در این شرایط سرمایه گذاران و تصمیم گیرندگان از گرفتن تصمیمهای بلند مدت و سرمایه گذاریهای بلند مدت خودداری می کنند .دومین هزینه عدم اطمینان تورم ، ناشی از جابه جایی منابع از فعالیتهای تولیدی به مکانیزمهای مقابله با با تورم است . به عنوان مثال سرمایه گذار به جای سرما یه گذاری در فعالیتهای تولیدی به بخش مسکن و ملک روی می آورد . سومین گروه هزینه ها د ر این مقوله ، مر بوط به شرایط نقل وانتقال یا خرید و فروش در مواقع تورمی است . این عامل باعث می شود که بسیاری پول نقد نگهداری نکنند ، حتی به مبادله ی پایاپای روی می آورند . نکته ی آخر اینکه در این شرایط ، به خاطر تغییر مرتب قیمتها ، امکان مقایسه در زمان خرید کالا با گذشته خیلی کمتر می شود .

 *راههای مقابله با رکود تورمی ایران :چاره ی مقابله با رکود تورمی د ر ایران ، برقراری انضباط مالی از طریق تنظیم صحیح بودجه و اجتناب از تداوم بیشتر کسری بودجه ، کنترل و کاهش هزینه های جاری دستگاهها ، چگونگی استفاده از دلار های نفتی به گونه ای که موجب افزایش پایه ی پولی و به تبع آن افزایش نقدینگی نشود ، اصلاح ساختار مالیاتی ، اصلاح بازارهای مالی و افزایش سرمایه گذاریهای برخوردار از توجیه اقتصادی به نحوی که موجب افزایش تولید شوند ، ایجاد سیاستهای انبساط پولی و سیاستهایی که عواقب رانت جویانه و دلالی ندارد و در نهایت افزایش تولید وبهره وری است و برای جلوگیری از بروز مجدد رکود تورمی باید به 2 اصل توجه شود :  اول اینکه از تشدید کسری بودجه جلوگیری شود . دوم اینکه استقلال بانک مرکزی حفظ شود ، زیرا بانک مرکزی مانند اهرمی باید متعهد به حفظ نرخ رشد همراه با ثبات پول متناسب با رشد تولید ملی باشد . نرخ رشد پول در ایران ثبات ندارد و این امر باعث ایجاد تورم شده است.

 *تحقق رشد مداوم اقتصادی : یکی از مسایلی که بر رفاه مردم تاثیر می گذارد رشد مداوم اقتصادی است .رشد اقتصادی به افزایش ظرفیت تولیدی کشور گفته می شود و بر اساس افزایش محصول ناخالص ملی در سال های متوالی مورد ارزیابی قرار می گیرد . اگر محصول ناخالص ملی در دو سال متوالی رشد نشان دهد،  می گویند اقتصاد رشد داشته است . رسیدن به نرخ رشد متعادل و مداوم باعث افزایش سطح زندگی و رفاه مردم می شود .

    

 

 

*صرفه جویی در اسلام

      در دین اسلام صرفه جویی حد وسط میان اسراف و امساک افراط وتفریط در هزینه کردن ثروت است که هر دو مذموم است . قرآن کریم در این باره می فرماید : دستت را بر گردنت زنجیر مکن و بسیار گشاده دستی نیز منما تا ملامت شده و حسرت زده بر جای بمانی ."

     این دستورالعمل قرآنی در کلیه ی هزینه های فردی و اجتماعی و برای همگان قابل قبول است و هرکس پایبند به آن باشد از مزایای ارزنده آن بهره مند خواهند شد .

     اصولا نگاه قرآن به به مساله ی اقتصاد نگاهی در راستای بهره وری مناسب و درست از امکانات و و سایلی است که خداوند به طور مستقیم یا با تولید وکار در اختیار بشر قرار داده است . از این رو از مردم می خواهد که هر چیزی را درست استفاده کنند و از اسراف واتراف وتبذیر و عدم بهره مندی از آن خودداری ورزند .به عبارت دیگر در اسلام همواره سخن از اقتصاد است . اقتصاد از واژه ی قصد به معنای میانه روی گرفته شده است . از این رو بنیاد امور در حوزه ی تولید ، توزیع و مصرف کالا در بینش قرآنی میانه روی است و هر گونه رفتار خارج از این چهارچوب نادرست وحتی گناه محسوب می شود و گاه جرم قانونی تلقی می شود .همان گونه که زیاده روی امری مردود ومذموم شمرده شده ، همین طور عدم استفاده از نعمت های حلال خداوند در راستای آسایش ، آرامش و کمال را امری مذموم ونا پسند دانسته است .

     خداوند متعال با مهیا نمودن نعمت ها و امکانات متعدد زمینه ی زندگی شاداب همرا با آسایش را فراهم آورده است ، اما برای استفاده ی  بهینه از نعمات الهی الگوهای مصرف را نیز مشخص فرموده است وهمگان را به میانه روی و اعتدال امر فرموده و مسرفین را " اهل آتش " و "برادران شیطان " معرفی نموده است .قرآن کریم می فرماید :

             "بخورید وبیاشامید اما زیاده روی نکنید " ، " همانا مسرفان اهل آتش اند " ، "تبذیر کنندگان را برادران شیطان معرفی نموده است "1

       بنابراین اسراف ، ناسپاسی نعمتهای الهی است . اگر جامعه ای به اسراف عادت نمود باعث فقر و احساس نیاز و کمبود در جامعه می گردد و حتی ممکن است این عامل باعث وابستگی به دیگران باشد و استقلال سیاسی ، اقتصادی و اعتقادی آنها مورد تهدید قرار گیرد .در نتیجه افراد جامعه می توانند با پرهیز از اسراف وتجمل گرایی ، موجب ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی و گسترش عدالت اجتماعی در جامعه شوند .

     مقام معظم رهبری فرمودند:" انضباط اقتصادی و مالی به مفهوم مقابله با ریخت وپاش و اسراف است . کسانی که مصرفشان زیاد از حد است ، موجودی جامعه را به لحاظ امکانات اقتصادی رعایت نمی کنند . آنها بی انضباط اقتصادی هستند ، من از آحاد ملت و مسئولان می

1-مجله ی بسیجیان فرهنگی، شهریور 87

خواهم که انضباط مالی و اقتصادی را جدی بگیرند وتمامی افرا د جامعه به ویژه کسانی که

اموال عمومی را مصرف می کنند ، تنها باید به قدر نیاز مصرف کنند ." 1

   ساده زیستی وجلوگیری از اسراف  از اصول نخستین در اسلام است که مومنان برای رسیدن به کمال و جامعه ی نمونه در نظام اقتصادی خویش در نظر می گیرند .در زبان روایات صرفه جویی تحت عنوان :

"حیات طیبه " ، "اررزشمند ترین گنج " ، "مال تمام نشدنی " ، "مایه ی  حسابرسی در قیامت " ، " سپاسگزاری از خداوند " ، " تامین آسایش روحی  و روانی  " و " نیمی از زندگی " یاد شده و دارای آثار فراوانی است ازجمله :

1-خود کفائی : " من قنع برزق الله استغنی عن الخلق "( هر کس به روزی الهی قناعت ورزد از مردم بی نیاز می شود )"حضرت علی (ع) "

2- ریشه کن شدن فقر : " با میانه روی انسان به تنگدستی دچار نخواهد شد " "پیامبر اعظم (ص) "

    کسی که میانه روی را پیشه کند ، من ضمانت می کنم که فقیر نگردد " "امام صادق (ع)

3- افزایش روزی : " کسی که در زندگی صرفه جویی کند ، خداوند روزیش را افزایش می دهد و کسی که زیاده روی کند خداوند روزیش را از او می گیرد " " پیامبر اعظم (ص)

4- عزت و افتخار : " هر کس قناعت ورزد ، عزتمند و بی نیاز می شود " " امام علی ( ع)

5- زندگی نمونه : " صرفه جویی گواراترین نوع زندگی است " " امام علی (ع)

 

*اسوه های صرفه جویی و ساده زیستی

    تاریخ درخشان زندگی  انبیاء ، امامان ،علماء دین پایبندی آنان به اصل ارزشمند ساده زیستی و رعایت صرفه جویی است وه مواره مسلمانا ن را به ساده زیستی سفارش کرده اند و  دلبستگی به دنیا را مورد نکوهش قرار داده اند . علی (ع) چنین دنیائی را مثل استخوان خوکی می داند که در دست بیمار جذام گرفته ، قرار دارد .امام محمد باقر شخص تجمل پرست را به کرم ابریشم تشبیه می کتد که هر چه بیشتر می تند ، گرفتار تر می شود تا آنگاه که در میان تنیده های خود جان می دهد . امام علی (ع) در مورد ساده زیستی پیامبر اکرم می فرما ید : " او روی زمین می خوابید ، کفش ولباسش را با دست خود وصله می زد ، بر مرکب برهنه سوار می شد ، یک بار پرده ای نقش دار را در اتاقش دید ، به یکی از همسرانش فرمودند : این را از جلوی چشم من دور ساز که هر وقت به آن نظر می کنم ، به یاد دنیا وزرق و برق آن می افتم . وی از زیور دنیا رویگردان تا مبادا از آن لباسی فاخر برگیرد و آن را قرار گاه خود دهد... . امام علی وحضرت موسی وعیسی نیز زندگی

 

1-همان منبع

ساده ای داشتند .

     در زمان معاصر نیز امام خمینی زندگی ساده ای داشت . حجـت الاسلام رحیمیان می گوید :" حضرت امام در نجف اشرف در خانه ای محقر و فرسوده ، اجاره نشین بودند و در جماران نیز ساختمان قدیمی که هفتاد متر زیربنا داشت اجاره کرده بودند ". یکی از همراهان وی می گوید در نوفل لوشاتو روزی کمتر از 2 کیلو پرتقال خریدم امام ناراحت شدند و گفتند دو گناه کردی اول اینکه ما نیاز به این همه پرتقال نداشتیم دوم اینکه شاید کسانی باشند که تا حالا به علت گران بودن آن نتوانسته باشند پرتقال تهیه کنند ".1

 

*نقش آموزش وپرورش در مقابله با فرهنگ مصرف گرایی

   در ابتدای این بحث که آموزش چگونه  می تواند در فرهنگ مصرف گرایی جامعه تاثیر بگذارد واینکه تا کنون در مورد این مهم چه کرده است روایتی از امام حسن عگسری را ذکر می کنم : " من تعدی فی ظهوره کان کنا قضه "( هر کس در مصرف آب زیاد ه روی کند مانند کسی است که وضو وغسل خود را باطل کند) .

    در مباحث پیشین به مصادیقی از اسراف وتبذیر ، بی انضباطی مالی ، ریخت وپاش و مصارف بی رویه در جامعه اشاره نمودم و در پاسخ به این سوال که چه باید کرد ؟ گفته شد که هیچ انسان مسلمان ، مومن ، ودردمندی تحمل این وضع اسف بار را ندارد.اکنون سوءال اینست آموزش وپرورش چه باید بکند ؟ آیا باید دست روی دست گذاشت و در مقابل تجمل گرایی و مصرف زدگی واسراف ،کاری انجام نداد ؟ قطعا کسانی که امروز اسرافکار وتجمل پرست هستند ، روزی دانش آموز مدرسه ها بوده اند ؟آیاباید بدون تفکر وتامل و چاره اندیشی باید نظاره گر مصارف بی رویه و اتلاف میلیاردها تومان از سرما یه ی کشور در هر روز بود ؟ برای توسعه ی فرهنگ صرفه جویی آنهم به معنای صحیح آن یعنی به اندازه مصرف کردن نه کم مصرف کردن آموزش وپروش و در راس آن معلمین به عنوان مجریان آموزشی چه راهکارهایی بارد ومی تواند ارائه دهد ؟ مسوولین آموزش وپرورش چه در سطح کلان وچه در سطح خرد چه اقدامات و تدابیری اندیشیده ا اند یا می توانند بیاندیشند ؟

1-همان منبع

    در کشورهای پیشرفته برای توسعه ی فرهنگ صرفه جویی در جامعه دارای برنامه های متعدد واستراتژی مشخص می باشند . به عنوان مثال مسوولین فرهنگی جامعه در مدارس و دانشگاهها و مجموعه ی حاکمیت می کوشند تا به بچه ها الگوی صحیح مصرف را بیاموزند . به عنوان مثال به بچه ها یاد می دهند که چگونه با یک لیوان آب مسواک بزنند . در حالی که در آموزه های دینی ما مصرف بیش از حد آب برای وضو و غسل موجب بطلان آن خواهد شد مسوولان فرهنگی ما ، آموزش وپرورش ، سازمان تبلیغات ، مساجد و علماءما ، بسیج ما تا چه اندازه در این موردتلاش کرده اند . ابتدا باید ببینیم چیزی به مردم آموخته ایم که انتظار درس پس دادن آنان هستیم  .

      برای اینکه مفهوم صرفه جویی والگوی صحیح مصرف به درستی در جامعه جا بیفتد باید مردم را با مفهوم

آشنا کنیم .همه می دانیم که علم اقتصاد جزو علوم تجربی بوده ونتیجهی سالها تلاش وتجربه ی انسانها ودانشمندان این علم است .پس با دانستن این نکته باید متناسب با یافته های آن حرکت کنیم وقوانین این علم را در زندگی فردی واجتماعی خود به کار بریم ونگذاریم که عده ای اسلام نشناس و بی فکر به اسم اسلام قوانین معتبر این علم را متناقض با اسلام دانسته و نظر شخصی خود را که سرشار از اشتباه وتکرار تجربه است ، برجامعه القاء کنند.

     آموزش وپرورش می تواند با تکیه بر تعالیم دین مبین و روشنگر اسلام وبا استفاده ازعلم اقتصاد کتابهاودروسی را در دوره های مختلف متناسب با سن ودرک دانش آموزان تدارک ببیند وبرنامه ها ونرم افزارهایی را در این زمینه به شکل بازیها یا برنامه های جالب دیگر تدارک ببیند .

   برگزاری مسابقه ها یی در این زمینه میان دانش آموزان ، آشنا کردن دانش آموزان با اصول اعتقادی دین اسلام آنهم از عمق وجود ، به عبارت دیگر ابتدا باید خود معلمان و مربیان پرورشی از ته دل ودر عمل به این اعمال اعتقاد داشته وبه آن عمل کنند تا دانش آموزان نیز یاد بگیرند .بسیج دانش آموزیوفرهنگیان بسیجی با برگزاری برنامه هایی بدون صرف هزینه به خصوص هزینه غیر قابل بازگشت ، یعنی وقت دانش آموزان ، می تواند در این راستا گامهایی بردارد . البته بسیجی واقعی ومومن نه بسیجی ظاهری که باعث ایجاد نتیجه ی معکوس در دانش آموزان شود .اینها چند نمونه ی دیگر از کارهایی بود  که می شود در آموزش وپرورش برای ایجاد فرهنگ مصرف وصرفه جویی اصولی در جامعه انجام داد .

در پایان این نکته این نکته را بگویم که جامعه ی متمدن تر ، از تجملات دوری جسته و به ساده زیستی اعتقاد دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتایج وپیشنهادها

   از مباحثی که در متن مقاله مطرح گردیدبه این نتیجه می رسیم که فرهنگ و الگوی صحیح مصرف را باید دولت محترم و مسوولین از طریق رسانه ها و آمموزش وپرورش به مردم آموزش دهد . این آموزش برگرفته از آموزه های اسلامی و اسوه های دینی وهم چنین با توسل به علم اقتصاد نوین باید باشد . بهره گیری از دستورات بی نقص اسلام در خصوص صرفه جویی و اسراف می تواند مانند چراغ راه باشد . اتخاذ روشهای علمی و اصولی در برابر مسایل بین المللی و جهانی و هم چنین مسایل داخلی می تواند ما را از رفتن به طرف الگوی غلط مصرف گرایی و تجمل خواهی بر حذر داشته و ما را به شیوه های اسلامی ومنطقی متناسب با فرهنگ خود علاقه مند سازد .در اینجا راهکارهای پیشنهادی الگوی صحیح مصرف ارایه می گردد:

  1- بهره گیری از دانشمندان و اساتید علم اقتصاد در تنظیم اقتصاد مملکت.

 2- بهره جستن از تعالیم اسلام و قرآن و اسوه های حسنه ی این دین مبین .

3- خارج شدن از الگوی تک محصولی ( نفت ) ورسیدن به خودکفایی در سایر زمینه ها .

4-آموزش الگوی صحیح مصرف از طریق رسانه ها ونرم افزارها و هم چنین کتابهای درسی دانش آموزان.

5- مدرنیزه کردن نان ، ایجاد زیر ساخت های حمل ونقل عمومی کشور و استفاده از وسایل حمل ونقل عمومی به جای وسایل شخصی و گاز سوز کردن وسایل و... .

6- عملیاتی نمودن اصل 44 قانون اساسی و همینطور اجرا ی طرح تحول اقتصادی به شکل اصولی وصحیح ومنطقی و در نظر گرفتن همه جوانب .

7- برقراری روابط خوب در همه ی زمینه ها با سایر کشورها به ویژه کشورهای قدرتمند و اثر گذار بر جهان.

8-اجرا ی برنامه هایی برای رشد مداوم اقتصادی .